قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3224
تاريخ الفي ( فارسى )
فرستاده بود و سپاه امير مؤيّد تا ماه جمادى الأوّل آن شهر را محاصره داشتند ، امّا هيچ كارى از پيش نتوانستند برد ، كه در اين اثنا ، خوارزمشاه ايل ارسلان لشكرى انبوه بر سر شهر نسا فرستاد . و چون مردم امير مؤيّد ، كه مدّتى مديد بود كه در آنجا بودند ، خبر توجّه سپاه خوارزم شنيدند ، ترك آن نموده عنان عزيمت به صوب نيشابور منعطف داشتند . خوارزمشاهيان چون به حوالى نسا رسيدند ، والى نسا در مقام اطاعت و انقياد درآمده سكّه و خطبه به نام او گردانيد . بنابراين ، سپاه خوارزمشاه وى را به حال خود گذاشته ، متوجّه نيشابور شدند . و چون امير مؤيّد از توجّه ايشان به جانب نيشابور خبر يافت ، او نيز استعداد جنگ كرده از نيشابور به عزم محاربهء ايشان بيرون آمد . و ايشان چون بر اين حال اطّلاع يافتند ، ترك آن عزيمت نموده عنان عزم به صوب دهستان ، كه امير ايثاق داشت ، منعطف داشتند . امير ايثاق را چون طاقت مقاومت خوارزميان نبود ، باوجود آنكه ميانهء او و امير مؤيّد خصومت قائم بود ، الحال بالضّروره كس پيش او فرستاده و از وى در دفع خوارزميان مرد طلبيد . امير مؤيّد التماس او را مبذول داشته ، لشكرى مستعد به دهستان فرستاد كه در مقام امداد و يارى امير ايثاق مساعى جميله به ظهور رسانيده نگذارند كه خوارزميان تعدّى توانند نمود . و قبل از رسيدن سپاه امير مؤيّد ، خوارزميان دهستان را گرفته متصرّف شدند . امير ايثاق چون از جانب علاء الدّين ، پسر شاه مازندران ، دغدغهء تمام داشت كه مبادا وى در اين وقت زور آورده جرجان را نيز از وى بستاند ، لشكر امير مؤيّد را چندگاه نزد خود نگاهداشت . و در اين سال امير مؤيّد شهر هرات را به تصرّف خود درآورد . و سبب گرفتن امير مؤيّد هرات را آن بود كه چون در سال سابق والى هرات ، امير ايتكين ، در غور كشته شد ، يكى از امراى او ، كه مشهور به اثير الدّين « 1 » بود ، بر شهر هرات مستولى شد . و او را با امراى غز اتّحاد و يارى قديم بود . بنابراين ، كس نزد غزان فرستاد كه « من هرات را به شما مىدهم . » و اهل هرات بههيچوجه به غزان راضى نبودند . و چون غزان به گرفتن هرات آمدند ، اثير الدّين ظاهرا از ترس اهالى آن بلده با غزان جنگ مىكرد و باطنا با ايشان اتّفاق داشت . و كس پيش آنها فرستاده پيغام داد كه « جمعى از اهل اين شهر بسيار مستولىاند و بىرضاى ايشان شهر را تسليم شما نمىتوانم كرد . اكنون ناچار من را جنگ بايد كرد تا ايشان شايد در اثناى جنگ كشته شوند و شهر به دست شما درآيد . » القصّه ، از اين جهت بسى از مردم هرات ضايع شدند . آخر الأمر ، مكر اثير الدّين ظاهر شد و اهالى هرات وى را به قتل رسانيدند و ابو الفتوح علىّ بن فضل اللّه طغرايى را بر خود امير
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : بتر الدّين .